اخبار ساختمان به نقل از “خبرگزاری ایسنا”، دبیر انجمن انبوه‌سازان خراسان رضوی گفت:

نعمت‌الله ظریف، در خصوص وضعیت مسکن در سال ۹۷ و با اشاره به اینکه این وضعیت در کشور با متغیرهای بسیار متفاوتی مواجه است، اظهار کرد:

در تعطیلات نوروزی با افزایش ۴۰ درصدی نرخ ارز و با توجه اعمال فشار از سوی برخی کشورها، سیاست‌های موجود و موقعیت کنونی ایران در منطقه و… از عواملی هستند که بر وضعیت مسکن تاثیر خواهد داشت.

وی با بیان اینکه رونقی در وضعیت بازار مسکن متناسب با تورم در سال گذشته حاصل شده است، ادامه داد:

پیش بینی ما در سال جدید این بود که مسکن با یک رونق نسبتا خوبی مواجه شود و همانطور که در سال گذشته شاهد یک رونق قابل قبولی بودیم که متناسب با تورم، بین ۸ تا ۱۵ درصد، قیمت مسکن افزایش پیدا کرد.

دبیر انجمن انبوه‌سازان خراسان رضوی در پاسخ به این سوال که آیا در شهریور ماه بازار دچار بحران می‌شود، عنوان کرد:

این امر وابسته به نیاز جامعه و با توجه به نرخ رشد ۱٫۹ درصد است؛ این میزان نرخی بالایی برای جمعیت به حساب می‌آید.

ظریف با بیان اینکه مسکن کالایی نیست که بتوان آن را جایگزین یا وارد کرد، تصریح کرد:

مسکن کالایی نیست که با وارد کردن آن بتوان قیمت‌ها را شکست.

در سال گذشته طی پیشنهادی از سوی بانک مسکن در بودجه ۹۷، به انبوه‌سازان و سازندگان وام بدون سپرده و وام بدون خرید اوراق حق تقدم اعطا شود، این امر نکته مثبتی به‌شمار می‌آید.

وی افزود:

در سال ۹۶ انبوه‌ساز یا سازنده مسکنی که خواستار دریافت وام بود، باید برای واحد مسکونی که به ازای آن، ۵۰ میلیون تومان دریافت می‌کرد، حدود ۷٫۵ میلیون تومان اوراق حق تقدم خریداری می‌کرد.

بنابراین با حذف این امر در سال ۹۷،  سازنده به راحتی با ۵۰ درصد سرمایه خود و ۵۰ درصد تسهیلات بانکی به کار خود ادامه دهد.

دبیر انجمن انبوه‌سازان خراسان رضوی با اشاره به رشد ۴۰ درصدی نرخ ارز که تاثیر به‌سزایی بر دیگر موارد را دارد، خاطرنشان کرد:

اولین تاثیر ناشی از این افزایش ۴۰ درصدی از ارز، در آهن‌آلات دیده شده است و همچنین حدود ۲۰ درصد دستمزد کارگران افزایش یافته که در نهایت بر قیمت نهایی مسکن تاثیر گذاشته و قدرت خرید مردم کاهش می‌یابد.

ظریف با اشاره به افزایش سود سپرده‌های بانکی تصریح کرد:

این امر یک جذابیتی در سرمایه‌گذاری در بانک‌ها ایجاد خواهد کرد و مردم سرمایه خود را به حاشیه مانند سرمایه‌گذاری در ارز و… نبرند.

پول مردم که چندین میلیون تومان است، جمع می‌شود و آنان می‌توانند در محیطی امن از پول خود استفاده کنند.

وی با اشاره به اینکه از جهتی افزایش نرخ تسهیلات بانکی نکته مثبتی به شمار می‌رود، خاطرنشان کرد:

در واقع با افزایش سود تسهیلات‌ بانکی، بازار حاشیه‌ای ارز، دلار و…  کمرنگ‌تر می‌شود و درنهایت قیمت مصالح ساختمانی افزایش نمی‌یابد.

دبیر انجمن انبوه‌سازان خراسان رضوی افزود:

در نتیجه این امر در ثبات قیمت مسکن تاثیر به‌سزایی خواهد داشت.

حتی اگر درصدی نیز تورم افزایش یابد و همچنین قدرت خرید مردم کاهش پیدا نکند، در نتیجه افزایش نرخ تسهیلات بانکی مناسب خواهد بود.

منبع

 آن روز صبح که باد شن‌های کف دریاچه‌ هامون را از جا می‌کند، آقای اکبر کیخا ناگهان دوید لای گله‌ گوسفندها. بره‌ای یکی‌دوماهه را با یک دست بلند کرد و گفت: «همین دیروز شش تا از این بره‌ها را سر بریدم. به بزرگ‌کردنشان نمی‌ارزه. اگر نکشم، فردا، پس‌فردا از تشنگی و گرسنگی می‌میرن.» این را گفت و بره را در برهوت رها کرد. بعد رو کرد به عکاس: «بیا، بیا بریم جای بهتری نشانت بدم.» محمدعلی، پسر آقای کیخا گفت: «بهتر یعنی بدتر.»

آقای کیخا، که ۴٠٠ هکتار زمین در سیستان دارد، از لای درختان گز رد شد و به یک گودی رسید که رد چنگگ بیل مکانیکی بر دیواره‌هایش پیدا و اندکی آبِ گل‌آلود هم ته گودال جمع شده بود. «این چاهک‌ها را خود مردم کَندن تا به آب برسن و چند روزی دام‌ها رو سیراب کنن.» کیخا داشت توضیح می‌داد که صدای یک ماشین از دور آمد. یک وانت تویوتا بود که داشت از کف هامون رد می‌شد. پشتش تانکری هزارلیتری پر از آب. کجا می‌رفت؟ «هر روز دو بار می‌آم و می‌رم. آب میارم برای گله‌ا‌م. از شیر آبِ توی خونه پُرش می‌کنم.» هر روز ۶٠ کیلومتر رانندگی می‌کرد تا گله‌اش تشنه نماند. هر روز بیست لیتر بنزین می‌سوزاند و هر ماه حدود صدهزار تومان پول قبض آب می‌داد. اسمش علیرضا بارانی و تنها خواسته‌اش از هر بنی‌بشری آب بود.

باد و آفتاب پادشاهان «رونگ دومَکه»اند؛ در نبردی تن‌به‌تن و انگار ابدی بر تخت سلطنت. یکی شن‌ها را بلند می‌کند و زباله‌های پلاستیکی را در هوا می‌پراکند و دیگری عبوس و بی‌رحم بر زمین خشک می‌تابد. رونگ دومکه، در نزدیکی شهر نیمروزِ سیستان، روزگاری جزیره‌ای بود میان دریای هامون، اما اکنون نه خبری از زورقی هست، نه از نیزاری و نه از علفی. حسینعلی که داشت گله‌اش را می‌چراند دستش را به سمت دو دیوارِ فروریخته دراز کرد: «آنجا مدرسه بود. بچه‌هامون آنجا درس می‌خواندن. برید تهران گپ بزنید و بگید سیستان وامانده.» یک کیلومتری دورتر، دیوارهای دیگری را هم نشان داد. «آنجا هم مدرسه آمونک بود.» آقای کیخا گفت: «جاهای بهتری نشانتان می‌دهم. نگران نباشید.» محمدعلی خنده‌ای کرد: «بهتر یعنی بدتر.»

جای بهتر روستای «ده‌نو پشتِ ادیمی» بود. مردها، زن‌ها، پیرها و بچه‌ها همه در خیابانِ اصلی روستا راه می‌رفتند و بی‌آنکه حرفی بزنند به همدیگر نگاه می‌کردند. کوچه‌ها پر از قایق‌های واژگونی بود که سال‌ها در هیچ آبی رها نشده بودند. جمعیت ١١٨٠ نفری‌اش، به‌رغم نرخ مثبت رشد جمعیت و افزایش حدود ١۴ درصدی تعداد خانوار در فاصله‌ دو سرشماری ١٣٩٠ و ١٣٩۵ ثابت مانده بود که یعنی خیلی‌ها از روستا رفته بودند. در خانه‌ها باز بود. در خانه‌ علیرضا صیاد اربابیِ میانسال هم باز بود. اتاق‌ها تودرتو بودند و دیوارها پر از نقش‌ونگارها. «به خدا به‌جز «رایانه» هیچ درآمدی نداریم. چهار نفریم و هرکدام ۴۵ هزار تومن می‌گیریم. قدیم‌ها آب بود. می‌رفتیم ماهیگیری. الان سال‌هاست آب نداریم. آب نداریم. به خدا آب نداریم. صبح تا شب می‌شینیم همینجا.» صیاد اربابی ١٠ سال پیش کلیه‌اش را در زابل عمل کرده بود. می‌گفت باند و گاز را توی کلیه‌اش جا گذاشته بودند و دوباره عمل کرده. بیمه‌ صیادی داشت و تقاضا داده بود بازنشسته‌اش کنند. «گفتن تو هنوز ازکارافتاده نیستی و توان کار کردن داری.» اما آبی نبود که صیاد ماهی بگیرد. ماهی‌ها پشت سدهای افغانستان در رودخانه‌ هلمند (هیرمند) شنا می‌کردند.

چهل و چهار سال پیش امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر وقت ایران، با محمد موسی شفیق، همتای افغانستانی‌اش، دیدار کرد. موضوع جلسه حل مهمترین مناقشه‌ ایران و کشور همسایه‌اش بود. هویدا در جلسه دستورهای محمدرضا پهلوی، شاه ایران را موبه‌مو اجرا کرد. توافقنامه امضا شد: ایران حق دارد ٢۶ مترمکعب در ثانیه با حجم سالانه ۸۵۰ میلیون متر مکعب یا ۲۰ درصد از آب رودخانه هیرمند (هلمند) آب دریافت کند. و البته طبق معاهده‌ بین‌المللی، درباره‌ کشورهای دارای رودخانه، کشور بالادست رودخانه (افغانستان) حق ندارد جلو ریزش آب به کشور پایین‌دست (ایران) را بگیرد. جلسه تمام شده بود. همه می‌دانستند هامون بدونِ حقابه‌ هیرمند می‌میرد. چندی بعد افغانستان زیرِ قولش زد. شاه از ایران رفت و انقلاب شد. زندگی هویدا را با شلیک گلوله به سرش پایان دادند. جنگ هشت‌ساله ایران و عراق شروع شد. افغانستان که هیچ‌گاه به قولش پایبند نبود، بدون توجه به توافقنامه، روی هیرمند (هلمند) سد ساخت. برداشت تریاک ناب نیازمند کشت خشخاش اعلاست. خشخاش آب می‌خواست. سد کجک را روی هلمند ساختند و راه آب کم‌کم بسته شد. در سال ١٩٩۴ طالب‌ها بر کرسیِ قدرت و زور نشستند تا اینکه در آخرین روزهای پیش از قدرت، در ٢٠٠١، هیرمند را کامل به‌روی ایران بستند. آب دیگر به سمت ایران نمی‌آمد، حتی یک ‌قطره، مگر به‌زور سیلاب و پرشدن منابع ذخیره آب. محمد خاتمی، نخستین رئیس‌جمهوری ایران بودکه اوضاع را بحرانی دید و به افغانستان سفر و درباره‌ هیرمند مذاکره کرد. از آنها خواست به توافقنامه پیش از انقلاب ایران پایبند باشند. حامد کرزی، رئیس‌جمهوری کشور دوست و همسایه، از این گوش شنید و از آن یکی به‌در کرد. در هشت سال ریاست محمود احمدی‌نژاد بر دولت جمهوری اسلامی ایران هم هیچ مذاکره‌ای برای نجات مردم سیستان از تشنگی انجام نشد تا اینکه دولت حسن روحانی فرارسید. او در دومین سال ریاست‌جمهوری‌اش، در هفتم فروردین ١٣٩٣، به افغانستان رفت و «در جلسه دوجانبه با رئیس‌جمهوری و وزیران افغانستان بحث اصلی‌ام مسأله آب و رودخانه هیرمند و دریاچه هامون بود.» چهار سال از وعده‌ روحانی برای گرفتن حقابه هیرمند از افغانستان می‌گذرد و هنوز مردم سیستان چشم‌به‌راهند و آن‌طور که صیاد اربابی‌ گفت شمار سال‌های خشکسالی از دستشان دررفته است. وسط حرف‌های علیرضا صیاد اربابی چند پیرزن وارد خانه شدند و همانجا دم در نشستند. صیاد اربابی به جایی در حیاط اشاره کرد: «آن شیر آب را می‌بینید؟ چشممان بهش خشک می‌شه. آب‌خوردن هم خیلی سخت داریم.» زنی که سنش از همه بیشتر بود دلش پر از درد بود.
چند سالته مادر؟
هفتاد، هشتاد، نود…
چادرش به رنگ شب مهتاب بود و یک دنیا ستاره ریخته بود در دامنش. «سینه‌ام فلج است، قلبم فلج است، پاهایم فلج است. آب نداریم.»
قدیما اینجا چه شکلی بود مادر؟
آب داشتیم. ماهی می‌گرفتیم. چور (پرنده محلی) شکار می‌کردیم. حصیر می‌بافتیم. الان دیگه نی نداریم که حصیر ببافیم.
اکبر کیخا آمد وسط حرف‌ها. «آبی نیست که نی دربیاد. همه‌جا خشکه.»

زنی در مزرعه
انتهای جاده بی‌نهایت بود. تا ته خشکی. دو طرف جاده را مزارع بی‌آب‌وعلف پر کرده بود. نه کشاورزی بود و نه مترسکی. هیچ پرنده و چرنده‌ای به این زمین‌ها نمی‌آمد. اما در یکی از مزرعه‌ها زنی چمباتمه نشسته بود و ساقه‌های خشکیده‌ گندم را از ریشه می‌کَند. دست‌هایش بزرگ و سیاه و ترک‌خورده بود. امسال هم زمینشان از تشنگی خشک شده و محصولی برای برداشت نمانده بود. «اینها رو می‌چینم برای دام‌ها. غذای یکی‌دو روزشون رو کفاف می‌ده.» بعد دست‌هایش را به پهنای جهان باز کرد و گفت که این‌ها همه زمین‌های ماست. اسمش زهرا راداری بود و هفته‌ قبل که یکی از فامیل‌هایشان در یکی‌دو روستا آن‌طرف‌تر مُرده بود، هزار تومان پول کرایه ماشین نداشته تا در پُرسه (مراسم ختم) شرکت کند. «دولت دیده‌اش رو به روی ما بسته. پنج تا دخترم رو شوهر دادم اما دو پسر بیکارم هنوز با ما هستن. شوهرم کوره، نمی‌بینه. دولت هم که به‌جز سیستان به همه‌ جهان کمک می‌کنه.» می‌گفت و گندم‌های خشک و نرسیده را از بیخ می‌کند. آقای کیخا گفت: «آفتاب اینجا چشم آدم رو کور می‌کنه.»
چند سالته مادر؟
شصت سال
چند ساله شوهر کردی؟
چه می‌دونم. پنجاه سال، شصت سال.
یعنی از وقتی به‌دنیا اومدی شوهر داشتی؟
خنده‌ای به وسعت مزرعه کرد و قهقهه‌اش را به باد سپرد. «یادم رفته.»
چند ساله تو این مزرعه کار می‌کنی؟
صدای قهقهه خاموش شد و باد آرام‌ گرفت: «از وقتی شوهر کردم. از اول عمر خسته.»

صفِ تمنا
آقای کیخا گفت برویم. آفتاب بر جاده می‌زد که لکه‌ای در دوردست، میان گندم‌های مُرده مزرعه‌ای، پیدا شد. جمعی از اهالی دهستان «بِزی»، از توابع نیمروز بودند. خبردار شده بودند کسانی آمده‌اند که شاید صدایشان را بشنوند. لکه‌ خاکستری ناگهان متلاشی شد. بلند شدند و به صف ایستادند کنار هم. انگار که بدهکار عالم و عالمیان باشند. انگار که خشکی زمین‌ها تقصیر آنها باشد. صف تمنا بود. آقای کیخا گفت: «حرف‌هایشان را بشنوید. اینها هر شب آرزوی مرگ می‌کنند.»

قرار شد آقای آچاک به‌نمایندگی از همه حرف بزند. یک دسته ساقه‌ خشکیده گندم در دستش گرفت و شروع کرد: «بذر و کشاورزی از بین رفته، صاحبش هم از بین رفته. دیگر صاحب زنده‌ای نیست. درسته الان داریم صحبت می‌کنیم اما واقعیت اینه که قلبمان شکسته و از بین رفته‌ایم. خوشبختانه هیچ آبی نیست که نه از نهر بلکه از آسمان بیاید.» ساقه‌ها را انداخت زمین و همهمه‌ای شد. یکی دیگر از مردان آمد نزدیک‌تر و برگه‌ای نشان داد: «گواهی می‌شود سرباز وظیفه محمودرضا بزی خالصی فرزند حاجی جمعی گردان ٣۵٢ توپخانه بوده و از تاریخ ٢۵/١٢/۶۶ الی ١۵/۶/۶٩ در جبهه‌های حق علیه باطل مشغول انجام وظیفه بوده است. امضا.» چندین هکتار زمین داشت که از تشنگی مرده بودند. می‌گفت ولله پول نداشتیم همه زمین‌هایمان را بیمه کنیم. بقیه هم مثل محمودرضا. هکتاری پنجاه‌هزار تومان باید می‌دادند که زمین‌هایشان بیمه شود اما نداشتند. حسن آمد وسط حرف‌ها: «در خشکسالی خسارتی که به هر هکتار ما وارد می‌شه یک‌ونیم تا دو میلیون تومنه. اما بین پنجاه تا دویست هزار تومن خسارت می‌دن. انصاف نیست.» آقای آچاک کلاهش را برداشت و پوست سیاه سرش زیر نور آفتاب درخشید. «امسال وضع بدتره. حدود سی‌درصد زمین‌دارای این منطقه تونستن پول بیمه رو جور کنن. کدام مسئولی آمده بپرسه حال ما را.»

آخرین روزهای سال ١٣٩۶ بود که محمدابراهیم حسن‌نژاد، قائم‌مقام صندوق بیمه کشاورزی در نشست سراسری مدیران ستادی و استانی مدیریت بحران کشور درباره‌ی تغییر اقلیم و خشکسالی حرف زد. «طی دهه گذشته بیش از ٩٠ درصد از بیمه‌گذاران بیمه کشاورزی از صندوق بیمه کشاورزی غرامت دریافت کرده‌اند که نشان از حجم بالای خسارات بخش کشاورزی دارد؛ به‌گونه‌ای که خسارات مستقیم سالانه این بخش بیش از٢٠٠ هزار میلیارد ریال تخمین زده می‌شود و جبران این خسارات و کاهش اثرات آن نیازمند یک عزم ملی و همکاری همگانی است.» قائم‌مقام صندوق بیمه کشاورزی احتمالا خبر ندارد که خیلی از کشاورزها، مثل کشاورزهای سیستان، درآمدی برای تأمین هزینه‌ بیمه ندارند. مثل احمد که هم زراعت داشت و هم دامداری. «زمینمان که خشک شد. گاوهام رو هم مجبورم بفروشم. اما فقط دلال‌ها از ما می‌خرن. چون خودمون توان فروش مستقیم به شهرستان‌ها رو نداریم. گاوم هفت‌هشت میلیون می‌ارزید، پریروز فروختمش دو میلیون تومن.» کیخا که می‌خواست بحث را تمام کند، گفت: «اینجا آب در اختیار کشاورز نیست، کشاورز در اختیار آب است. اون گاوش رو دوست داره. گوسفندش رو دوست داره. نمی‌خواد ترکشون کنه. دلش به همین یه‌تیکه خاک بنده، کنار گاو و گوسفنداش.»
آقای آچاک دست‌هایش را به‌سمت آفتاب دراز کرد و گفت: «درآمدمان صفر است. هر شب آرزوی مرگ می‌کنیم. مردانه می‌گم که به مرگ خودمان راضی هستیم.» صف تمنا دوباره تشکیل شد. این‌بار کنار جاده، به‌نشانه‌ تشکر و خداحافظی.

برویم پَلگی بزی
آقای سخی آریایی‌زاده جلوتر از همه آمد. عضو شورای ده بود. دستار سفیدش را روی سرش محکم کرد. صورتش هفتاد ساله بود و دست‌هایش صد ساله. هیچ دستی بزرگ‌تر از دست‌های او نبود. انگشت‌های پهنی داشت و کف دستش مثل یک بشقاب به مچش چسبیده بود. «ما سیصد خانوار بودیم. حالا پنجاه‌تا بیشتر نیستیم. همه رفتن.» این را گفت و راه افتاد در کوچه‌های شن‌گرفته آبادی. خانه‌ها متروکه بودند و قفلی مستأصل، به‌نشان مهاجرت، بر درشان؛ ترس از تشنگی، هراس از گرسنگی و گریز از مرگ. آنها هم که خانه‌شان در آهنی نداشت، درهای چوبی را گل گرفته بودند. تکه‌هایی از گِل یکی از درها زیر آفتاب خشک شده و نوری نازک به درون خانه افتاده بود. زنبیل آبی‌رنگ، کلمن شکسته، قوری فلزی، ظرف یکبارمصرف غذا، شناور کولر و قوطی نوشابه از روزن پیدا بود و پرده‌ای که انگار در آخرین لحظات از جلو تاقچه کاهگلی به کناری زده بودند. سخی که حرف می‌زد صدایش از ته چاه می‌آمد. «امسال عید یک‌سری آمدن عیددیدنی. خانه خودشون نرفتن. رفتن خانه فامیل‌هاشون و بعد چند روز برگشتن. من هم که اینجا ماندم به‌خاطر پدر پیرمه. فردا که فوت کنه می‌رم.»

سر و کله‌ آقای کیخا پیدا شد. آمد و تکیه داد به دیواری سیمانی، کنار دری قفل‌زده. «از اینجور جاها زیاده. همه روستاهای سیستان این بلا سرشون اومده. سیستان داره خالی می‌شه.» چند کودک با دوچرخه از روی شن‌های روان رد شدند و رفتند. سخی آریایی‌زاده گفت: «دبستان دِه فرسوده شده. اگه بهش نرسن چندوقت دیگه می‌ریزه. به داد ما آریایی‌ها برسید.»

سیستانی‌ها خشکسالی کم ندیده‌اند. سال‌های ١٣٢٨ و ٣٨ هم گرد خشکی بر آسمان سیستان پاشیده بودند. سال ١٣۴٩ وضع بدتر و اوضاع بحرانی شد. تا اینکه به‌گفته پیرمحمد ملازهی کارشناس مسائل منطقه در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر، شخصی به‌نام انعام که در دربار محمدرضا پهلوی، شاه وقت ایران نفوذ داشت، توانست در سال‌های ۵٠ و ۵١ بخشی از زمین‌های دربار در گرگان را به سیستانی‌ها بدهد. و آن‌طور که در مقاله «خشکسالی و مهاجرت (مطالعه موردی زابل)»، نوشته محمود یارقلی، نرگس غلامی و حسن اصغری آمده، بیش از ۵۵ هزار نفر از سیستانی‌ها (یک‌سوم جمعیت) به گرگان مهاجرت کردند. با این همه خشکسالی مهیب هنوز آغاز نشده بود. سال ١٣٧٧ برای سیستانی‌ها آغاز خشکسالی بزرگ بود. درست بیست سال می‌گذرد و هنوز آبی بر مزارع سیستان جاری نشده و سیستانی‌های تشنه راه دیگر شهرها را گرفته‌اند.

از سوی دیگر آخرین داده‌های مرکز آمار ایران می‌گوید تعداد خالص مهاجرت در استان سیستان و بلوچستان بین ١٣٩٠ تا ١٣٩۵ منفی ٣٢ هزار نفر بوده. یعنی تعداد کسانی که رفته‌اند بیش از ٣٢ هزار و ٣٠٠ نفر بیشتر از کسانی است که به این استان مهاجرت کرده‌اند. مرکز آمار ایران هنوز آمار تفکیکی شهرها را در همین فاصله‌ زمانی منتشر نکرده اما در دوره‌ قبلی (١٣٨۵-١٣٩٠) تعداد خالص مهاجران شهرستان زابل منفی ٨ هزار و ۶٢٣ نفر بوده. کجا رفته‌اند؟ آقای کیخا کمی از دیوار فاصله گرفت و گفت: «تهران، کرج، خراسان، گلستان، مازندران، سمنان، کرمان، فارس و هرجایی که کار باشه. آب باشه.»

حسینعلی جان‌آبادی
کوه‌خواجه مثل یک کشتی غول‌پیکر وسط دریای خشک هامون افتاده بود. دور تا دورش زمین خشک و درختان گز در دستان باد. از بالای قله مسطح کوه، لکه‌های سیاه و نامنظمی، مثل دانه عدس محل زندگی چند خانواده بود. بی‌هراس از ریزش آب بر سطح دریا سیاه‌چادرهایشان را برپا کرده بودند. کیخا گفت از شیب صخره پایین برویم، نزدیک‌تر است. ۴۵ دقیقه‌ای طول کشید تا صخره‌ها به چادرها رسیدند. چشم‌های سگ تشنه از حدقه بیرون زده بود و تاب حمله به غریبه‌ها را نداشت. پای بره دو روزه را به چوبی درون چادر بسته بودند تا زیر آفتاب نرود، تشنه نشود، نَمیرد. گله گوسفندها را پدر به چرا برده بود. زن، نشئه از تریاک ظهر، گفت: «کدوم چرا؟ علوفه‌ای نیست، آبی نیست که بخورن. فقط باید مراقب باشه در نرن.» دیروز یکی از گوسفندهایشان به هوای آب و علف از گله جدا و گم شده بود.
اینجا چادر زدین نمی‌ترسین یهو آب بیاد؟
آب باشه و بیاد زندگی‌مونو ببره. راضی‌ایم. عیبی نداره.
مورچه‌ای بزرگ روی شال قهوه‌ای رنگ زن راه ‌رفت و میان موهایش ناپدید شد. از طایفه جان‌آبادی بودند. از کل طایفه ٢٠ خانوار مانده و همینجا اتراق کرده بودند. «بقیه فروختن و رفتن.» چشم‌های زن از کاسه جدا شده بود و دانه‌های عرق بر پیشانی‌اش می‌غلتیدند.
حسین ساکت و بی‌جنبش کنار سگ ایستاده و لباس سیستانی بر تن لاغرش خوش نشسته بود. کلاس هفتم بود. تا کلاس سوم در مدرسه (چادر) عشایری درس خوانده بود. «تا پنجم همین بالا کنار آثار باستانی درس خوندیم. ششم رفتم لطف‌الله و هفتم هم مدرسه شهید رجایی تو شهر علی‌اکبر.»
چقدر راهه تا مدرسه؟
یه ساعت پیاده.
سرویس ندارین؟
نه.
صبح‌ها کی بیدار می‌شی؟
پنج.
اسم معلمتون چیه؟
غم عالم در یک لحظه از دل حسین رفت. انگار نه انگار این همه مرارت. خنده مکرر از عمق شادی: «خانم شهری. از زابل میاد. خیلی مهربونه. خیلی مهربونه. خیلی دوسش دارم.»

۴۶ هزار چشم منتظر
همه‌جای سیستان، کنار جاده، در برهوتِ روستاها و کنار زمین‌های کشاورزی نیمه‌استوانه‌های بتنی با فاصله‌ای حدود نیم‌متر از زمین به چشم می‌خورد. خشک و خالی از آب. می‌خواستند این نیم‌لوله‌ها سیلاب سیستان را هدایت کند. اما بیست سال است که به‌جای آب، ریگ روان در آنها جاری است. طرحی که سال‌ها قبل تصویب و شروع به اجرا شد. چه کسانی این طرح را تصویب کردند؟ سازمان عمران سیستان در زمان هاشمی رفسنجانی تأسیس شد. هشت وزیر عضو مجمع این سازمان بودند و زیر نظر سازمان برنامه‌وبودجه کل کشور فعالیت می‌کردند. بعدها این سازمان به شرکت توسعه منابع آب و خاک سیستان تنزل یافت و زیر نظر وزارت نیرو درآمد. «طرح نیم‌‌لوله‌ها یکی از تصمیمات همین شرکت بود که بر مبنای هدایت سیلاب به اجرا درآمد، نه کنترل سیلاب. چون ما در جلسه‌ای با مسئولان اثبات کردیم که منافع سیلاب در سیستان بیشتر از ضررهای آن است و این نیم‌لوله‌ها برای شرایط تَرسالی طراحی شده‌اند.» اینها را احمدعلی کیخا، نماینده سیستان در مجلس می‌گوید که دکترای اقتصاد کشاورزی، گرایش اقتصاد آب از استرالیا دارد. «پروژه نیم‌لوله‌ها بیش از٩٠ درصد پیشرفت داشت که متوقف شد. تاکنون هم بیش از ٣٠ میلیارد تومان بودجه صرف احداثش شده.» محمدعلی، پسر آقای کیخا روی یکی از بلوک‌های بتنیِ نیم‌لوله نشسته بود و به اوضاع جهان می‌خندید.

تنها منابع آب در سیستان چهار چاه‌نیمه است که بخشی از آن هم صرف تأمین قسمتی از آب شرب زاهدان شده است. حسن روحانی، رئیس‌جمهوری ایران، سال ١٣٩٣ در میان مردم زابل خبر از تصویب طرحی داد که قرار بود بخش‌هایی از زمین‌های سیستان را از خشکی نجات دهد: «به‌دلیل اوضاع آب‌وهوایی آب تبخیر می‌شود. برای رساندن آب به مزارع از طریق خطوط لوله باید اقدام کنیم و برای این کار ان‌شاء‌الله ۴۶ هزارهکتار زمین کشاورزی را زیر شبکه آبیاری لوله‌ای برای استفاده بهره‌ورانه از آب قرار خواهیم داد. این طرح، به حول قوه الهی ظرف سه سال آینده اجرا می شود که نیازمند ١۵٠٠ میلیارد تومان است.» آبی که قرار بود روانه‌ لوله‌ها شود باید از چاه‌نیمه‌ها تأمین می‌شد.

موسی بهلولی، رئیس دانشگاه زابل کنار چاه‌نیمه‌ها ایستاده بود و درباره‌ طرح ۴۶ هزار هکتاری حرف می‌زد. «اگر میزان ورودی آب به چاه‌نیمه‌ها صفر باشد، با اجرای این طرح، چاه‌نیمه‌ها ظرف سه‌چهار سال آینده خشک خواهند شد.» آقای کیخا کمی دورتر پشت کرده بود به چاه‌نیمه که مثل آینه روبه‌روی آفتاب دراز کشیده بود. «تقسیم آب این طرح رو گذاشتن بر مبنای قانون اصلاحات ارضی سال ١٣۴٠ در حالی‌که سال ١٣۶١ قانونی تصویب شد به اسم توزیع عادلانه آب.»
بهلولی از کارهایی گفت که دانشگاه زابل برای بهبود وضع سیستان کرده. از احداث دریاچه تفریحی هامونک و کشت گیاهان دارویی و پرورش شترمرغ و تولید گیاهان دارویی تا احداث سالن همایش‌های آیت‌الله هاشمی رفسنجانی. «ما داریم روی کشت جایگزین کار می‌کنیم. می‌خواهیم زیتون را به‌عنوان جایگزین گندم و جو به کشاورزها معرفی کنیم و به آنها آموزش بدهیم که زیتون مقاوم است و نیاز کمتری به آب دارد.» بهلولی داشت از دستاوردهای دانشگاه آزاد می‌گفت که به نقطه صفر مرزی رسیدیم. «اینجا منشأ ورودی آب هیرمند به سیستان است.» آن سوی رودخانه چند افغانستانی باهم گپ می‌زدند و این سو بالای برجک مرزبانی پنج سرباز پشت مسلسل ایستاده بودند. سه نفرشان زابلی بودند و یکی از اصفهان آمده بود و آن‌یکی از بلوچستان. «ما که آب ندیدیم تو خدمتمون.» باد از بالای برجک استوانه‌ای می‌پیچید و می‌ریخت توی رودخانه. به‌جای آب ماسه‌ها در رودخانه می‌غلتیدند. ملخی از برجک نگهبانی به رودخانه پرید. ستاره‌ها چشم‌هایشان را بسته بودند در شب زابل. آقای کیخا گفت امشب بهترین جای سیستان را نشانتان می‌دهم.

سفر به انتهای شب
تکه‌ای از دیوار آجری سوراخ بود. از همان‌جا می‌شد رفت داخل زمینی که قرار بود خانه شود اما در ظلمات آن شب، تنها نور، آتشی بود که مصرف‌کنندگان مواد مخدر روشن کرده بودند. در گوشه‌ای یک زن و سه مرد، یکی تنها کزکرده کنار دیوار، دیگری وسط زمین روی تل خاک. کریستال می‌کشیدند، مخدری صنعتی که چند سالی است در ایران هم تولید می‌شود. پنج دقیقه آن‌طرف‌تر قبرستان قدیمی زابل بود. مردی آن انتها از سوراخی بیرون آمد، جهید و پرید آن‌طرف دیوار مزار. رفیقش دو زانو نشسته بود روی یکی از قبرها. «١۶ ساله توی این قبر زندگی می‌کنه.»

ثبت نام اولیه داوطلبان انتخابات شورای صنفی دانشجویی دانشگاه تهران سال ۹۷ از امروز آغاز می‌شود.

به گزارش کمپانی مصالح(BanaNews.ir)؛معاونت دانشجویی دانشگاه تهران درر اطلاعیه‌ای درباره ثبت نام اولیه داوطلبان انتخابات شورای صنفی دانشجویی دانشگاه تهران سال ۱۳۹۷اعلام کرد:” به اطلاع می‌رساند، ثبت نام اولیه داوطلبان انتخابات شورای صنفی دانشجویی سال ۹۷ دانشگاه برای ۱۹ واحد دانشگاهی از تاریخ ۴ الی ۶ اردیبهشت ۱۳۹۷آغاز می‌شود.

دانشجویان متقاضی می‌توانند با مراجعه به سایت معاونت دانشجویی دانشگاه تهران، و ورود به قسمت «ثبت نام کاندیداتوری شورای صنفی دانشجویی دانشگاه» نسبت به نام نویسی اقدام نمایند.”

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

امشب می توانید دانلود کنید و لذت ببرید از آهنگ فرشته دروغی با صدای فرهاد نکونام و سینا ناصری

تنظیم کننده : آریا

Exclusive Song: Farhad Nekonam ft Sina Naseri – “Fereshteye Dorughi” With Text And Direct Links In UpMusic

Farhad Nekonam Sina Naseri Fereshteye Dorughi دانلود آهنگ فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

متن آهنگ فرشته دروغی فرهاد نکونام و سینا ناصری

♪♪♫♫♪♪♯

UpMusicTag دانلود آهنگ فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

♪♪♫♫♪♪♯

فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ فرهاد نکونام و سینا ناصری فرشته دروغی

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ رضا صادقی تا بوده همین بوده

هم اکنون آپ موزیک برای شما کاربران ترانه تا بوده همین بوده با صدای رضا صادقی با کیفیت اصلی

شعر : انوش / آهنگسازی : رضا صادقی / تنظیم کننده :  مهران خالصى

Exclusive Song: Reza Sadeghi – “Ta Boode Hamin Boode” With Text And Direct Links In UpMusic

… دموی آهنگ اضافه شد …

Capture دانلود آهنگ رضا صادقی تا بوده همین بوده

متن آهنگ تا بوده همین بوده رضا صادقی

♪♪♫♫♪♪♯

عشقای تازه و نو بریم
♪♪♫♫♪♪♯ فهمیدی یکی هست جونش به تو بستست بی عشقت وجودش نابوده ♪♪♫♫♪♪♯
احساسم که رو شد لجبازیت شروع شد تا بوده همین بوده

UpMusicTag دانلود آهنگ رضا صادقی تا بوده همین بوده
♪♪♫♫♪♪♯ فهمیدی یکی هست جونش به تو بستست بی عشقت وجودش نابوده ♪♪♫♫♪♪♯
احساسم که رو شد لجبازیت شروع شد تا بوده همین بوده

♪♪♫♫♪♪♯

رضا صادقی تا بوده همین بوده

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ رضا صادقی تا بوده همین بوده

۱۲۵ گواهی ایمنی آسانسور در بروجرد صادر شد

۱۲۵ گواهی ایمنی آسانسور در بروجرد صادر شد

 اخبار تجهیزات ساختمان به نقل از “خبرگزاری مهر” ، عنایت شرفی در جمع خبرنگاران گفت:

در سال ۹۶ در شهرستان بروجرد در مجموع تعداد ۶۹ مورد صدور، تعلیق و ابطال پروانه کاربرد علامت استاندارد صورت گرفته است که از این تعداد ۲۱ مورد صدور پروانه کاربرد علامت استاندارد اجباری و تشویقی  مربوط به فرآوردهایی همچون مربا و مارمالاد، کنسرو لوبیا چیتی و خیارشور، لواشک، نمک خوراکی یددار، ترشی مخلوط، پروتئین سویا، پنیر پیتزا پروسس، صابون بچه، مایع و ژل ظرفشویی، خمیرکاغذ، دستمال کاغذی، سیم آلومینیومی، مصنوعات تزئینی طلا، آجر رسی و سنگدانه مورد مصرف در بتن و… بوده و ۴۸ مورد نیز تعلیق و یا ابطال پروانه کاربرد علامت استاندارد بوده است.

وی ضمن تشریح عملکرد اداره استاندارد شهرستان بروجرد افزود:

در یک سال گذشته تعداد ۸۷۲ مورد بازرسی و نمونه‌برداری از محصولات واحدهای تولیدی این شهرستان انجام شد.

رئیس اداره استاندارد شهرستان بروجرد اظهار کرد:

در سال ۹۶ تعداد ۳ هزار و ۳۰۳ مورد بازرسی از مراکز عرضه و توزیع شهرستان صورت گرفته که در این بازرسی ها ۳۷۳ مورد مغایرت با الزامات استاندارد مشاهده شد و اقداماتی از قبیل اخطار، توقیف، و جمع آوری کالاهای مغایر انجام شد.

وی افزود:

در راستای کنترل میزان فروشی و حفظ حقوق مردم در سال ۹۶  تعداد ۵۸۹ مورد آزمون دوره ای بر روی ترازوهای واحدهای صنفی شهرستان انجام و ۳۵۰ مورد آن پلمب گذاری شد.

شرفی اظهارداشت:

در راستای کنترل بازار طلا نیز ۸۹ مورد بازرسی ونمونه برداری صورت گرفت و تعداد ۳۲ مصنوع طلای مورد آزمون قرار گرفت؛ همچنین مقدار  ۲۸ گرم طلای فاقد کد سازنده و ۱۳ عدد سکه دوار غیربانکی از سطح بازار توقیف و قیچی شد.

رئیس اداره استاندارد بروجرد یادآور شد:

در حال حاضر دو واحد تولیدی مصنوعات طلا در بروجرد دارای پروانه کاربرد علامت استاندارد هستند.

شرفی با اشاره به اینکه در راستای کنترل مرحله ای کالاها در سال ۹۶، داروخانه ها و تجهیزات پزشکی و لوازم خانگی مورد بازرسی قرار گرفت، بیان داشت:

مقوای مورد مصرف برای انواع مواد خوراکی از جمله شیرینی جات، در زمره مقواهای بهداشتی قرار می گیرد و مشمول مقررات استاندارد اجباری است؛ لذا در طرح کنترل وزن جعبه های قنادی در سال ۹۶ نیز کارشناسان اداره استاندارد شهرستان بروجرد ۹۰ مورد جعبه مقوایی مورد استفاده در قنادی ها را آزمون کردند که از این تعداد ۵۸ مورد آن ها مطابق و ۳۲ مورد مغایر گزارش شده است که نتیجه به استان محل تولید جعبه ها برای اقدامات لازم اعلام شد.

وی تصریح کرد:

تعداد ۱۲۵ مورد گواهی ایمنی و کیفیت استاندارد آسانسور طی سال ۹۶ در بروجرد صادر شده است.

رئیس اداره استاندارد بروجرد ضمن رضایت از روند صدور گواهینامه های استاندارد آسانسورها در شهرستان و همکاری بین دستگاه های مرتبط، تنها دغدغه این حوزه را مربوط به مشکلات و عدم انطباق های بحرانی مسکن مهر بروجرد عنوان کرد و گفت:

اقدامات و پیگیری های بسیار خوبی برای رفع این نواقص توسط دستگاه های ذی ربط و در راس آن فرمانداری شهرستان صورت گرفته که امید است در نیمه اول سال ۱۳۹۷ این تعاونی ها نیز موفق به اخذ گواهی ایمنی و کیفیت استاندارد آسانسور شوند.

منبع

Summary

این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ جدید مجتبی دربیدی ماه شب تار

آپ موزیک برای شما کاربران ترانه ماه شب تار با صدای مجتبی دربیدی با کیفیت اصلی را آماده کرده

شعر و آهنگسازی : نیلوفر منصوری / تنظیم کننده : سعید ساشا

Exclusive Song: Mojtaba Dorbidi – “Mahe Shabe Tar” With Text And Direct Links In UpMusic

Mojtaba Dorbidi Mahe Shabe Tar دانلود آهنگ مجتبی دربیدی ماه شب تار

متن آهنگ ماه شب تار مجتبی دربیدی

♪♪♫♫♪♪♯

دستمو میگیره میکشه باد آروم و قراری نیس دیگه باهات
سمت موهات میام دره ی سیاهه سمت چشات دو تا دریای ناب
♪♪♫♫♪♪♯ واستاده دلم پای دلت پا به پا نکن جان دلت ♪♪♫♫♪♪♯
کاری میکنم که زندگی بشه ثانیه ثانیه به کام دلت

♪شعر و آهنگسازی : نیلوفر منصوری♪
ای دل دیوونه درمون من یاره که میدونه درمون غم
اگه بودنشه بودنشه پای دل من موندنشه
♪♪♫♫♪♪♯ ماه شب تاری و بس دار و نداری و بس دیوونه مث من آخه تو دیوونه نداری و بس ♪♪♫♫♪♪♯
ماه شب تاری و بس دار و نداری و بس دیوونه مث من آخه تو دیوونه نداری و بس

UpMusicTag دانلود آهنگ مجتبی دربیدی ماه شب تار

حالت خوشگل نیم نگاهت قرص اون صورت مثل ماهت منو دیوونه ترم کرده
♪♪♫♫♪♪♯ غمزه ی چشای دخترونت حرفای شیرین عاشقونت منو دیوونه ترم کرده ♪♪♫♫♪♪♯
ماه شب تاری و بس دار و نداری و بس دیوونه مث من آخه تو دیوونه نداری و بس
ماه شب تاری و بس دار و نداری و بس دیوونه مث من آخه تو دیوونه نداری و بس

♪♪♫♫♪♪♯

مجتبی دربیدی ماه شب تار

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ مجتبی دربیدی ماه شب تار

دکوراسیون طراحی هتل به سبک مدرن ی که امروز با آن آشنا می شوید، محل اقامت همیشگی پرنسس ها و شاهزاده های امروزی می باشد. صدای به هم خوردن زره پوش های جنگی و شلیک سلاح های سنگین، لرزش دویدن اسب ها و آواز خواندن رام کنندگان اسب ها، رزم شوالیه ها، ضیافت های شلوغ و پرازدحام، تصنیف های عاشقانه… به محض ورود به این هتل همه این تصاویر برای افراد تداعی می شود. طراحی این هتل، ترکیب ماهرانه ای از قدمت چندصد ساله شهر و سبک مدرن و امروزیِ آن است.
طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن


این کانسپت بر حسب قضا و قدر برای این هتل انتخاب شد. شرکتی که مسئولیت ساخت و طراحی آن را به عهده گرفته بود از معماری تاریخی و زیبا، سنت های قرون وسطایی و اتمسفر رویایی شهر استفاده کرده و این موتیف ها را در طراحی ساختمان به کار برد. این پروژه به داشتن حال و هوای بومی معروف است چون صاحب پروژه از به کارگیری وقایع و خصوصیات محلی و بومی در پروژه لذت میبرد.

طراحی هتل به سبک مدرن


به گفته رئیس شرکتی که طراحی هتل به سبک مدرن را انجام داده: “استفاده از عناصر تاریخی و سنتی در طراحی باعث می شود این هتل به مکانی منحصر به فرد و جذاب تبدیل شود”. در این ساختمان که در مجاورت شهری قدیمی قرار دارد، عناصر بسیاری که از ساختمان های قرون وسطایی و فرهنگ شوالیه ای گرفته شده به چشم می خورد. این عناصر با طراحی مدرن و اصیل هتل پیوند خورده اند.

طراحی هتل به سبک مدرن


همه فضاهای عمومی از نقشه کشی ساده و کاربردی برخوردار هستند که فواصل به خوبی در آن رعایت شده و به طور مشخص و واضح به بخش های مختلف تقسیم شده. در طراحی هتل به سبک مدرن این ساختمان از ترکیب قدیمی سیاه و سفید، عناصر چوبی که هرگز قدیمی نمی شوند و پارچه های لطیف طوسی استفاده شده. استفاده از رنگ های فیروزه ای و مسی، جذابیت فضای داخلی را صد چندان کرده. دکوراسیون داخلی و چیدمان مبلمان راحت این هتل، با کمترین جزئیات ممکن صورت گرفته.

طراحی هتل به سبک مدرن


اتمسفر هتل با طراحی داخلی عالی، شوخ طبعی و عناصر قرون وسطایی پر شده. به محض ورود به ساختمان، فضای منحر به فرد شوالیه ای را حس خواهید کرد. میز پذیرش با طرحی که یادآور زره زنجیره ای است تزئین شده. روی دیوار پشتِ بار، یک تصویر پانوراما از شهر قرار دارد که نشان میدهد چقدر این افراد به شهر خود افتخار می کنند. پرده های توی لابی شبیه پرچم های رنگارنگ می مانند.

طراحی هتل به سبک مدرن


یک شوالیه کارتونی و مدرن با چشمک زدن به میهمانان خوشامد می گوید. شوالیه دیگری که کتانی پوشیده پشت بارِ نوشیدنی از آن ها پذیرایی کرده، و یک شوالیه ریزاندام در زمین بازی کودکان را سرگرم می کند. میزهای چوبی و طویل و لوسترهای مدرن رستوران، هر فردی را به یاد سالن های ضیافت قلعه می اندازد. موتیف های معماری قرون وسطی نه تنها در اتاق ها، بلکه در نقش تزئینات فضاهای پذیرایی هم به چشم می خورند و یادآور سقف شیب دار و جزئیات تزئینی انبارهای غله تاریخی هستند.


جزئیات قرون وسطایی حتی در سرویس های بهداشتی هم دیده می شوند، مثل سینک های سنگی که نماد دوران قدیم هستند. یکی از شرکای این پروژه گفته: “ما به دنبال طرحی بودیم که ترکیبی از سبک معاصر و قرون وسطایی باشد. چون چنین فضایی مهمان را به شدت جذب کرده و او را برای یک سفر هیجان انگیز در زمان آماده می کند”.

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

طراحی هتل به سبک مدرن

هنری میلر، نویسندۀ سرشناس آمریکایی، دربارۀ زندگی در نیویورک نوشت: «در نیویورک همیشه احساس تنهایی کرده‌ام؛ تنهاییِ حیوانی درون قفس» مشکل میلر نداشتنِ دوست یا عدم جذابیت نبود؛ او پنج بار ازدواج کرده بود اما خودش را در زادگاهش یک بیگانه‌ می‌دید. نیویورک جایی است که بی‌شمار انسان برای جست‌وجوی شهرت، کار، عشق و حتی خودشان به آن می‌روند. آیا می‌توان از سخنان میلر به این نتیجه رسید که این شهر تنهاترین شهر دنیاست یا اینکه ممکن است خودِ این انسان، و نه این مکان، سرچشمۀ نارضایتی میلر باشد؟ اگر اینطور باشد، تنهاترین شهر کجاست؟

 هنری میلر پس از حدود یک دهه زندگی در پاریس، هنگامی که به نیویورک بازگشت، دربارۀ آن مدت نوشت: «نیویورک سرزندگی زیادی دارد که اگر جلوی خودتان را نگیرید، شما را از بی‌قراری دیوانه می‌کند.» می‌توان انتظار داشت که این رمان‌نویسِ متولد بروکلین از بازگشتش خوش‌حال باشد؛ اما مشکلی وجود داشت.
«در نیویورک همیشه احساس تنهایی کرده‌ام؛ تنهاییِ حیوانی درون قفس. این باعث پیدایشِ جُرم، سکس، نوشیدنی‌های الکلی و دیوانگی‌های دیگر می‌شود.» مشکل میلر نداشتنِ دوست یا عدم جذابیت نبود؛ او پنج بار ازدواج کرده بود اما خودش را یک بیگانه‌ می‌دید؛ «همیشه و همیشه مردی خنده‌دار و روحی تنها». اینجا شهرِ زادگاهش بود که این تب تنهایی را برایش به ارمغان آورد. نیویورک جایی است که بی‌شمار انسان برای جست‌وجوی شهرت، کار، عشق و حتی خودشان به آن می‌روند. آیا می‌توان از سخنان میلر به این نتیجه رسید که این شهر تنهاترین شهر دنیاست یا اینکه ممکن است خودِ این انسان، و نه این مکان، سرچشمۀ نارضایتی میلر باشد؟ اگر اینطور باشد، تنهاترین شهر کجاست؟ زندگی شهری پرتنش‌تر از زندگی روستایی است؛ اما اینکه تنهاتر است یا نه، موضوع بحث جامعه‌شناسان است. گزارشی از اِیج یو.کی در سال ۲۰۱۶ خاطرنشان کرد که میزان تنهایی در شهرها بیشتر است؛ اما چیزی که این تنهایی را به‌ وجود می‌آورَد، شگفت‌آور است. همان گزارش دریافت که جنسیت و تحصیلات تأثیری در این رابطه ندارند؛ به‌جز کسانی که بالاترین سطح تحصیلات را دارند که معمولاً تنهاترند. درآمد خانواده و نگهداری از حیوانات خانوادگی نیز تأثیر خیلی اندکی دارند.

انزوا یکی از مشکلات بسیار بزرگ‌ پیشِ روی ساکنان ونکوور است.

انزوا یکی از مشکلات بسیار بزرگ‌ پیشِ روی ساکنان ونکوور است.

پس چه چیز بر تنهایی تأثیر می‌گذارد و نقش آن در شهر چگونه است؟ اندازۀ خانوار تأثیری معکوس بر احساستان دارد: هرچه خانواده کوچک‌تر باشد، منجر به تنهایی بیشتری می‌شود. همچنین افرادی که صاحب خانه‌ای هستند یا خانه‌ای اجاره می‌کنند، از کسانی که وام مسکن می‌گیرند، تنهاترند. شاید علت این مسئله این باشد که شهرهایی که اجاره‌نشینانِ زیادی دارند، ناپایدارترند و بطور بالقوه تعهد اجتماعی کمتری دارند؛ مانند لندن که پیش‌بینی می‌شود تا سال ۲۰۲۵، شصت‌درصد از ساکنان آن اجاره‌نشین باشند. شاخص اجاره‌نشینی در نیویورک، لوس‌ آنجلس و سن فرانسیسکو چیزی حدود ۵۵درصد است. غالبِ ساکنان شهرهای آلمان هم اجاره‌نشین هستند؛ علتِ این رویۀ بلندمدت را اجاره‌های کم و سیاست‌های مربوط به خانه‌سازی دانسته‌اند. چنین روندی می‌تواند بر تعهد اهالی محله‌ها تأثیر بگذارد.
یک چیز قطعی است: درصد کسانی که تنها زندگی می‌کنند، افزایش چشمگیری داشته است. در امریکا، ۲۷درصد از افراد تنها زندگی می‌کنند؛ درحالی‌که این رقم در سال ۱۹۲۰ فقط ۵درصد بود. در نیویورک‌سیتی حدود یک‌سوم افراد تنها زندگی می‌کنند. مشابه این وضعیت در کانادا و حتی به‌طور شدیدتر در اروپا هم وجود دارد. در استکهلم ۵۸‌درصد از افراد تنها زندگی می‌کنند. این رقم بیشترین میزان در اروپا به‌ شمار می‌آید. در بسیاری از شهرها این اوضاع قرار نیست تغییر کند. ادارۀ آمار استرالیا تخمین زده که تا سال ۲۰۲۵ به تعداد کسانی که تنها زندگی می‌کنند، یک‌میلیون‌وسیصدهزار نفر افزوده خواهد شد. این یعنی افزایشی حدوداً شصت‌درصدی که می‌تواند باعث شلوغی شهرهای بزرگ شود و بر دسترسی به مسکن با قیمت مناسب تأثیر بگذارد.
اما فرضی که در این ارقام پنهان است، این است که زندگیِ یک‌نفره موجب تنهایی می‌شود. اریک کلیننبرگِ جامعه‌شناس و نویسندۀ کتاب تنهاشدن، معتقد است که این دو پدیده را معمولاً به اشتباه همراه یکدیگر می‌دانند. او در سال ۲۰۱۲ می‌نویسد: «درواقع شواهد چندانی وجود ندارد که نشان دهد افزایش زندگیِ یک‌نفره باعث تنهاشدن ما می‌شود.» «پژوهش‌ها نشان می‌دهد که کمیت تعاملات اجتماعی، بهترین پیش‌بینی‌کنندۀ تنهایی نیست؛ بلکه کیفیت آن‌ها مهم است. مهم نیست که ما تنها زندگی می‌کنیم یا نه؛ بلکه مسئله این است که احساس تنهایی می‌کنیم یا نه.» سال‌خوردگان جمعیتی هستند که بیش از همه اظهار تنهایی می‌کنند؛ درحالی‌که معمولاً تنها زندگی نمی‌کنند. در استکهلم، ۳۵درصدِ افراد بالای ۷۵ سال، احساس تنهایی می‌کنند؛ درحالی‌که این رقم در بریستول ۱۰ الی ۱۵درصد است. به‌ همین خاطر است که می‌گویند: «بریستول: جایی فوق‌العاده برای پیر شدن.» افراد مسن در شهرها بیشتر در معرض تنهایی هستند؛ به‌خصوص اگر فقیر باشند، مشکلات جسمی و ذهنی داشته باشند یا در مناطق محروم زندگی کنند.
مطابق با کمپین پایان‌دادن به تنهایی، ۷درصد از افراد مسن در انگلیس تنها هستند؛ درحالی‌که تامس شارف، پژوهشگرِ موضوعِ پیری، دریافت که ۱۶درصد از افراد مسن در مناطق محروم شهرهای انگلیس، «به‌شدت تنها» هستند. منچستر از این لحاظ وضعیتی بدتر از لیورپول و لندن دارد و شاید به همین خاطر باشد که تنهایی در این شهر یکی از مسائل سلامت شهری به حساب می‌آید. در سال ۲۰۰۳، منچستر طرح «تکریم سال‌خوردگان» را ایجاد کرد تا به تنهایی، انزوا و مسائل دیگر بپردازد. به‌یکباره در سایر شهرها طرح‌های مشابهی پیدا شدند که تصدیق می‌کردند، مسئلۀ تنهایی مداماً با مسائل دیگری همراه است؛ همچون تبعیض، مسکن، خدمات درمانی و انزوا میان سالمندان و دیگر شهروندان آسیب‌پذیر.

شبکه‌های ارتباطیِ کارگران مهاجر در چین می‌تواند انزوا را کاهش دهد؛ اما وضعیت زندگی و کار می‌تواند دشوار باشد.

شبکه‌های ارتباطیِ کارگران مهاجر در چین می‌تواند انزوا را کاهش دهد؛ اما وضعیت زندگی و کار می‌تواند دشوار باشد.

اما فقط مسن‌ترها نیستند که از انزوا رنج می‌برند. در استرالیا، شهرنشینان نسبت به دو دهه پیش دوستان کمتری دارند. در امریکا به‌طور نگران‌کننده‌ای از میان هر پنج‌نفر، یک نفر از آن‌ها گفتند که فقط یک دوست صمیمی دارند. یا ونکوورِ ظاهراً ساده و باصفا را در سواحل اقیانوس آرام درنظر بگیرید: جایی که نه‌تنها با قدرت خرید، بلکه با دوستی هم در چالش است؛ ونکوور اخیراً مقامِ گران‌ترین شهر امریکالی شمال را به خودش اختصاص داد.
اتاق فکر بنیاد ونکوور از رهبران اجتماعات و بنیادهای خیریه خواست بزرگ‌ترین مشکلِ پیشِ روی ونکووری‌ها را شناسایی کنند. پاسخی که آن‌ها دریافت کردند، این بود که این مشکل، بی‌خانمانی یا فقر نیست؛ بلکه انزواست. از میان چهارهزار نفری که از میان بیش از هشتاد نژاد مختلف در این نظر سنجی شرکت کردند، یک‌سوم‌شان گفتند که یافتن دوست برایشان مشکل است. این موضوع را خودم شخصاً هنگامی کشف کردم که زمستانی بارانی و خاکستری را برای کار در ونکوور گذراندم. در آن زمان، آخر هفته‌ها با سگم در استنلی پارک تنها قدم می‌زدم یا به‌تنهایی در کافه‌های شلوغ می‌نشستم. در این شهرِ جوان و متنوع، افراد تازه‌وارد بیشترین مشکل را دارند: از میان کسانی که پنج سال یا کمتر در کانادا بودند، تقریباً نیمی از آن‌ها، یعنی ۴۲درصد، فقط دو دوست صمیمی داشتند.
اما کمبود رفاقت فقط گریبان‌گیر تازه‌مهاجران نیست. بسیاری از اهالی توکیو چنان مشتاق داشتنِ رفیق هستند که آن‌ها را اجاره می‌کنند. کریس کالین، نویسندۀ امریکایی که مجذوبِ علاقۀ ژاپنی‌ها به درخدمت گرفتنِ صنایعی مانند «کافه‌های آغوش» و «گربۀ اجاره‌ای» شده بود، مدتی را با مرکزی خدماتی‌ گذراند که دوستانِ موقت اجاره می‌دهد. او می‌نویسد: مشتریان متفاوت‌اند؛ بیوه‌ها، افراد تنها و خجالتی و بالأخره «آن نوع افرادی که فقط دوستی می‌خواهند تا زحمت بکشد هفت ساعت بیرون فروشگاه نایک منتظر بماند تا وقتی کفش‌های جدید برای فروش قرار گرفتند، یک جفت برایشان بخرد». بزرگ‌ترین آژانس اجارۀ دوست به نام کلاینت پارتنرز فقط در توکیو هشت شعبه دارد.

کافه‌های گربه نزد شهرنشینان بسیار محبوب شده‌اند و ایدۀ «عشق به اجاره‌کردن» نیز همین‌طور.

کافه‌های گربه نزد شهرنشینان بسیار محبوب شده‌اند و ایدۀ «عشق به اجاره‌کردن» نیز همین‌طور.

آنسوی دریای ژاپن۱، مشکل متفاوتی وجود دارد: مهاجرت در ابعاد بزرگ. چینیانِ روستایی وقتی به شهرهای بزرگی مانند شانگهای و پکن می‌روند، به‌طرز شدیدی دچار انزوا می‌شوند. تا سال ۲۰۱۲، ۲۳۰میلیون نفر از روستائیان به شهرها مهاجرت کردند. اکنون بیش از نیمی از جمعیت این کشور در شهرها زندگی می‌کنند؛ درحالی‌که این رقم در سال ۱۹۹۰ یک‌سوم بود. این افراد که «جمعیت شناور» نامیده می‌شوند، ممکن است خودشان را در خانه‌های بی‌کیفیت و شلوغ، تحت‌تبعیض و در خطر مشارکت اجتماعیِ کم بیابند؛ به‌خصوص اگر به‌کرّات نقل مکان کنند.
پژوهشگران، گزارش‌های چینی‌ها دربارۀ شبکه‌های اجتماعی، پیوندهای محله‌ای و به‌حاشیه‌رانده‌شدگی را بررسی کرده و به این نتیجه رسیدند که مهاجران، ارتباطات اجتماعیِ بیشتری دارند. این شاید به آن‌ها کمک کند با انزوا مقابله کنند؛ اما آن‌ها با تبعیض و در برخی موارد، اوضاع اسف‌بار زندگی روبه‌رو هستند: یکی از شرکت‌های شهرک صنعتی شنژن بیش از دویست‌هزار نفر را در یک خوابگاه اسکان می‌دهد. آنجا جایی است که خودکشی به‌صورت گسترده در حال افزایش است. این گزارش خاطرنشان می‌کند که «محلۀ آن‌ها احتمالاً همان کارخانه باشد». اما مهاجران پکن با هم نزدیکی بیشتری داشتند. به‌بیان‌دیگر آن‌ها بهتر می‌توانند با اجتماعشان ارتباط برقرار کنند. این امر نشان می‌دهد که مهاجران شاید بتوانند ارزش‌های روستایی ضروری را با خود به جنگل تنهای شهر بیاورند.
اگر زندگی در ابرشهرهای چین گویای یک مسئله باشد، آن مسئله این است که تنهایی معمولاً به‌علت وضعیت زندگی است. این موضوع برای الیویا لینگ تعجبی ندارد. کتاب جدید او با عنوان شهر تنها شرح وقایع و محدودیت‌های پس از جدایی در نیویورک است. لینگ چندی پیش در گفت‌وگو با گلوب اند میل گفت: «مشکل ما با شهرها این است که دورتادورمان مردم‌اند. در شهرها می‌توانیم افرادِ ثروتمندتر و زندگی‌های پرجمعیت‌تر از زندگی خودمان را ببینیم. هم‌زمان، ممکن است احساس کنیم خیلی در معرض دید هستیم چون در شهر چشم‌های زیادی به هر فرد دوخته شده است. به همین خاطر است که تنهاییِ هر شهر، حسی متمایز و مختص به آن شهر دارد.» اما درعین‌حال تنهایی معمولاً مانند هوای بد است و «از زندگی ما می‌گذرد».
پس آیا مردم در شانگهای یا برلین، تنهاتر از مردم استکهلم یا ونکوور هستند؟ این پرسش را به یکی از پژوهشگران بسیار برجستۀ این حوزه واگذار می‌کنم: جان کاسیوپو از دانشگاه شیکاگو که نویسندۀ کتاب انزوا در همین موضوع است. پژوهش او این ایده را به چالش می‌کشد که زندگی شهری ذاتاً تنهاتر از زندگی روستایی است. او همچنین به گزینش یک شهر موردعلاقه تن نمی‌دهد. کاسیوپو می‌گوید: «سؤال جالبی را مطرح کردید. متأسفانه هیچ داده‌ای نداریم که با استفاده از آن، به این سؤال بپردازیم.» شاید حق با لینگ باشد که تنهاییِ شهری زودگذر است یا شاید هم ما بتوانیم از تلاش هِنری میلر در نیویورک چیزی بیاموزیم. او در سال ۱۹۴۴ وسایل خود را جمع کرد و به منطقۀ آفتابی بیگ‌سور در کالیفرنیا رفت.

پی‌نوشت‌

*‌ این مقاله در ۷ آوریل ۲۰۱۶ به‌علت اصلاح نام خانوادگی شارف و برخی جزئیات پژوهش او و «طرح تکریم سال‌خوردگان» اصلاح شد.

‫این مطلب با همکاری ترجمان در صفحۀ «اندیشه» شمارۀ ۵۵۵ مجلۀ همشهری جوان، منتشر شده است.‬

[۱] دریای ژاپن درواقع دریایی حاشیه‌ای است میانِ مجمع‌الجزایر ژاپن، ساخالین و خشکیِ قارۀ آسیا.

منابع

مرجع:Guardian

منبع‌برگردان: ترجمان 

 

 


این مطلب از وب سایت و زسانه بزرگ آپ موزیک رپورتاژ گردیده است.

دانلود آهنگ مهدی جهانی دلم مجنونه

هم اکنون آپ موزیک برای شما کاربران ترانه دلم مجنونه با صدای مهدی جهانی با کیفیت اصلی

ترانه سرا :  عباس محمدی / آهنگسازی و تنظیم کننده : مهدی جهانی

Exclusive Song: Mehdi Jahani – “Delam Majnoone” With Text And Direct Links In UpMusic

… دموی آهنگ اضافه شد …

fgh دانلود آهنگ مهدی جهانی دلم مجنونه

متن آهنگ دلم مجنونه مهدی جهانی

♪♪♫♫♪♪♯

تو همنفس باش و♪
زندگیمی تو♪
این دیوونه میگذرونه♪
با تو رویاشو♪

من آرزوم اینه♫
همیشه باشیم با هم♫
ببین دیوونه من عاشقت شدم♫

ترانه سرا :  عباس محمدی

دلم مجنونه دیوونه♪
محاله بی تو بتونه♪
همین عاشق عاشقونه♪
تا زنده ست از تو میخونه♪

دلم مجنونه دیوونه♫
محاله بی تو بتونه♫
همین عاشق عاشقونه♫
تا زنده ست از تو میخونه♫

هیشکی اندازه من دلش نمیخوادت
اخم نکن که بهت نمیادش
♪♪♫♫♪♪♯فرشته ای آخه♪♪♫♫♪♪♯

UpMusicTag دانلود آهنگ مهدی جهانی دلم مجنونه

♪♪♫♫♪♪♯به تن مرده مون دستاته که زندگی داده♪♪♫♫♪♪♯
علی شبا به عشقت میخوابه
صبحا به عشقت بیداره
چون فرشته ای آخه

هیشکی اندازه من دلش نمیخوادت♫
اخم نکن که بهت نمیادش♫
فرشته ای آخه♫

به تن مرده مون دستاته که زندگی داده♪
مهدی شبا به عشقت میخوابه♪
صبحا به عشقت بیدار♪

من آرزوم اینه♫
همیشه باشیم با هم♫
ببین دیوونه من عاشقت شدم♫

آهنگسازی و تنظیم کننده : مهدی جهانی

دلم مجنونه دیوونه♪
محاله بی تو بتونه♪
همین عاشق عاشقونه♪
تا زنده ست از تو ♪

دلم مجنونه دیوونه♫
محاله بی تو بتونه♫
همین عاشق عاشقونه♫
تا زنده ست از تو میخونه♫

دلم مجنونه دیوونه♪
محاله بی تو بتونه♪
همین عاشق عاشقونه♪
تا زنده ست از تو ♪

♪♪♫♫♪♪♯

مهدی جهانی دلم مجنونه

منبع ( surce ) : دانلود آهنگ مهدی جهانی دلم مجنونه

برچسب ها

تمامی حقوق مطالب برای کمپانی مصالح محفوظ است و هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع ممنوع می باشد.